رشيد الدين فضل الله همدانى

20

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

سلك بگذرد ، و كرستب ( 1 ) ، و چين ( 2 ) ، و بربر ( 3 ) ، و حيره ( 4 ) ، پشكر ، ( 5 ) كلت ( 6 ) ، سنگرنت ( 7 ) ، پس در بحر مغرب افتد ؛ و از جنوب آن نهر جكش كه از آن در ممالك مرو ( 8 ) و كالك ( 9 ) و دهولك ( 10 ) و تخار ( 11 ) و بربر ( 12 ) ، كاج ، ( 13 ) پلهو ( 14 ) ، باروانجت ( 15 ) [ آب ] مىخورند . و امّا آب سند ( 16 ) [ ممالك سند ] را خرق كند ، و درد ( 17 ) و زندتند ( 18 ) و گاندهار ( 19 ) رورس ، ( 20 ) كرور ، ( 21 ) سيپور ( 22 ) اندرمرو ( 23 ) ، سبات ( 24 ) سيندوه ، ( 25 ) و كبت ( 26 ) بهيمرور ( 27 ) ، مر ( 28 ) مورن ( 29 ) ، سكورد ، ( 30 ) و نهر گنگ ( 31 ) بر عمود اوسط ممر مىگذرد . بركندهرت ( 32 ) ، راسكن ( 33 ) ، بلادر ( 34 ) ، اواركان ( 35 ) و چند پاره شهرها و قصاب ديگر گنگ بر ايشان بگذرد ، بعد از آن درآيد به شعاب كوههاى بندويها معدن فيلان ، و منشأ آن كه در درياى جنوب افتد . و امّا شعبه‌هاى شرقيه نهر لادن است بگذرد بر هفت پاره ولايت كه لبهاى ايشان مانند گوشها منقلب باشند ؛ و از آنجا بر سه ولايت ديگر بگذرد كه از غايت سياهى لون و رنگ ندارد ؛ و از آنجا بر چند ولايت ديگر بهشت آيين بگذرد ، آنگاه در بحر مشرق افتد ؛ و امّا نهر پاون ( 36 ) آنست كه زمين كپت « 37 » را

--> ( 37 ) . kupata ( )